تبلیغات
fundata.mihanblog.com
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

مقاله ای که در ادامه می آید به نقل از روزنامه الدستور چاپ اردن می باشد بدون هیچ حرف و حدیثی و البته اگر کسی به ما گیر ندهد کهکذب الوقاتون آنرا منتشر می کنم:

چند هفته قبل مقاله ای در خصوص نابودی اسرائیل در سال 2022 منتشر شد که بر اساس نوشته های دینی قدیم و پیشگویی های عده ای از تحلیل گران از جمله محمد النجار بود. محمد نجار در یکی از مقالاتی که در سال 1994 به رشته تحریر درآورد پیش بینی کرده بود که آمریکا در سال 2008 داری یک رئیس جمهور سیاهپوست خواهد بود و چنانکه می بینیم امری بود که اتفاق افتاد . همین موضوع باعث شد تا مقالات مربوط به نابودی اسرائیل درسال 2022 را مجددا مرور کنم که این امر مرا به ملاقات با عالم و متفکر فلسطینی "بسام نهاد جرار" راهنمایی کرد وی که در اردوگاه "الابعاد" مخصوص رهبران حماس و جهاد اسلامی در "مرج الزهور" در جنوب لبنان ساکن است ضمن این دیدار به تشریح مطالعات خود در این خصوص پرداخت که بعدها نیز کتابی در این زمینه منتشر شد که بسیار مورد توجه عموم مردم نیز قرار گرفت. موضوعی که امروز به آن می پردازیم نابودی اسرئیل در سال 2012 است که تاریخی است بسیار نزدیک به سال جاری و به عبارت دیگر تاریخی است که بسیاری از ما امید داریم شاهد آن باشیم . اما این خبر مسرت بخش جدای از خبر بد نابودی جهان در سال 2012 نیست. از سویی دیگر حاخامات و جادوگران یهودی معتقدند که سرنوشت عالم مرتبط به سرنوشت و بقاء اسرائیل است و نابودی اسرائیل در سال 2012 به معنای پایان این جهان است . فرقه ای از مسیحیان نیز معتقدند که مسیح در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و ظهور مسیح به منزله نابودی جهان است . این افراد پیش بینی های خود را از منابعی همچون تورات و زبور اخذ کرده اند اما در ادیان و تمدنهای و فرهنگهای دیگر نیز شاهد این پیش بینی هستیم که پایان جهان در سال 2012 می باشد بدون اینکه این موضوع را به تاریخ نابودی اسرائیل مربوط بدانند.

این در حالی است که برخی از دانشمندان اسلامی معتقدند که نابودی اسرائیل در سال 2012 شروع نابودی ظلم و شر در جهان بوده اما لزوما به معنای نهایت و پایان این جهان نیست. به هر حال شاید بسیاری از ما آرزوی نابودی اسرائیل را داشته باشیم ولو به قیمت نابودی کل جهان . آنچه در این مقاله به آن می پردازیم تخفیف مدت ده سال از سال 2022 به 2012 نیست بلکه بر اساس مطالعات علمی و دینی انجام شده می باشد . فهد الاحمدی در این خصوص می گوید : در سال 1986 دانشمندان زمین شناسی لرزشهای الکترومغناطیس را از عمق صخره های زمین دریافت و ثبت کردند که قدرت آن به 7.6 هرتز در ثانیه می رسید و به زودی متوجه شدند که این لرزشها بطور هماهنگ و مساوی در تمام نقاط زمین وجود دارد و قابل ثبت و اندازه گیری می باشد . دانشمندان این لرزشهای الکترومغناطیس را خاص کره زمین دانسته و به آن لقب "ضربات نبض زمین " را اطلاق نمودند .

با مطالعات بیشتر بر روی این امواج الکترومغناطیس مشخص شد که شدت این امواج در حال کاهش بوده بطوریکه برخی از دانشمندان معتقدند این امواج تا سال 2012 بطور کلی محو خواهد شد . همانطور که می دانیم کره زمین دارای یک جو مغناطیسی در اطراف خود بوده که محافظ زمین در برابر پرتو ها و اشعه های خطرناک کیهانی می باشد . جهت این میدان مغناطیسی در طی عمر زمین بارها دستخوش تغییر شده بطوریکه سنگهای حاوی عنصر آهن در صخره های آتشفشانی این موضوع را تایید ثابت می نماید . در عصر کنونی نیز این حوزه مغناطیسی به شدت در حال کاهش می باشد بطوریکه بعضی از دانشمندان معتقدند این حوزه مغناطیسی قبل از اینکه مجددا به تدریج به حالت ارتفاع در لرزشهای الکترومغناطیسی باز گردد تا سال 2012 بطور کامل ناپدید خواهد. این تاریخ دقیقا در مقاله ای قدیمی باعنوان " آیا جهان در سال 2012 پایان خواهد یافت" آمده است . در این مقاله بر اساس پیشگویی سرخپوستان " مایا" نهایت جهان در این تاریخ پیش بینی شده است . هر چند ملل متعددی سعی در پیش گویی تاریخ پایان جهان نموده اند اما تمدن " مایا " در امریکای لاتین با رسم جداول ریاضی و محاسبات فلکی دقیق و پیچیده ای تعداد زیادی از بلایای آسمانی و اتفاقات طبیعی و اموری از قبیل سیل و طوفان و خشکسالی را بطور دقیق پیش بینی و ثبت نموده است . اما پیشگویی بزرگ مایا در خصوص تاریخ پایان این جهان مورد توجه بسیاری از مورخین قرار گرفته زیرا این پیشگوییها نه بر اساس اساطیر و خرافات و پیش گویی های منجمان بلکه بر اساس محاسبات دقیق ریاضی و متابعت ان در زمانی طولانی صورت گرفته است . نکته قابل توجه در این خصوص تنها حقایق زمین شناسی در این خصوص نبوده بلکه تمدنهای جهانی دیگری در این عقیده مشترک هستند که سال 2012 سالی مصیبت بار برای جهان است .مثلا در آسیا در کتابهای منجمین چینی آمده است که مدت "امپراطوری شانج " که از سال 1766 قبل از میلاد مسیح در چین حکومت می کرده اند بمدت 3778 سال و تا پایان جهان ادامه خواهد داشت و این تاریخ تقریبا مطابق با سال 2012 میلادی می باشد .

در فرانسه نیز بر اساس پیش گویی های نوستراداموس " مستشار ملک شارل نهم " آمده است که سیارات منظومه شمسی در پایان دو هزار سال دچار آشفتگی شده و پس از 12 سال بعد از آن یعنی 2012 موجب ویرانی و نابودی حیات خواهند شد. این پیشگویی مجددا در سال 1980 در ژاپن قوت گرفت هنگامی که دانشمند ریاضیدان ژاپنی " هایدو ایتاکاوا" بیان داشت که مجموعه سیارات منظومه شمسی در اگوست سال 2012 در یک پدیده ای نادر همگی در یک خط در پشت خورشید قرار خواهند گرفت و این موضوع سبب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در کره زمین و پایان حیات بر روی آن خواهد شد .

نکته عجیب تر اینکه ادیان سه گانه آسمانی در این موضوع که سال 2012 سال مصیبت باری خواهد بود اتفاق نظر دارند .

در حالیکه قوم "مایا " معتقد است که بشر در دوره های مساوی زمانی پنج هزار ساله عمر می کند ، همین نظریه را در تورات شاهد هستیم که معتقد است خلقت انسان از زمان پیدایش و بقای آن بر روی زمین پنج هزار سال طول خواهد کشید که انتهای آن بر اساس تورات سال 2012 می باشد . این پیشگویی موافق بسیاری از پیشگوییهای مسیحی می باشد که غالب آنها از کتب عهد عتیق و تورات برگرفته شده و بیشتر مسیحیان همانند ما مسلمانان اعتقاد به ظهور مهدی در اخر الزمان دارند.

بسیاری از مسیحیان بر اساس پیش بینی دانیال نبی در انجیل معتقدند که ظهور مهدی در تاریخ 2012 می باشد .

شیخ امین جمال الدین در کتاب " عمر امت اسلام و نزدیکی ظهور مهدی علیه السلام " می گوید : به نظر من سال 2012 سال نابودی دولت اسرائیل نیست بلکه سال شروع شکستها و نابودی اسرائیل به دست مهدی "عج" و یارانش خواهد بود و زوال پایان کیان اسرائیل به دست عیسی مسیح خواهد بود . مشابه این کلام را می توان در کتاب " یوم الغضب" نوشته شیخ سفر الحوالی یافت انجا که می گوید:" سوال آخر و سخت این است که روز خشم خداوند کی فرا می رسد و خداوند چه وقت این جرثومه پلیدی ( اسرائیل) را از روی زمین محو خواهد کرد و چه وقت بیت امقدس از بند یهود آزاد خواهد شد... همانا پیش بینی دانیال صحیح است زیرا دوره بین سختی و فرج 45 سال خواهد بود و لذا می گوییم با توجه به تاسیس این جرثومه پلیدی در سال 1967 می توان گفت که پایان و یا شروع زوال آن در 45 سال بعد یعنی 2012 خواهد بود .



 


نوشته شده توسط :mohammadsadegh khz
شنبه 21 خرداد 1390-09:23 ق.ظ
نظرات() 

پیشگویی های نوستراداموس را با تقویم مایاها مخلوط کرده اند و دست آخر نتیجه گرفته اند که حتما در سال 2012 خبرهایی خواهد شد. البته این همه ماجرا نیست، چند ماه قبل هم ناسا اعلام کرده طوفانهای خورشیدی هم در سال 2012 زمین را در برخواهد گرفت و این موضوع تقریبا جدی ترین احتمال نابودی زمین را شکل داد که جامعه علمی را هم وارد ماجرا کرد.

اما خود آنهایی که جد و آبادشان به مایاها می رسد از شنیدن این خبرها شگفت زده شده اند! (متن خبر در یاهو نیوز) و حتی چند نفری از آنها شاکی بودند که از وقتی این موضوع در اینترنت پخش شده روزی نیست که سوالهای مختلف و جورواجور از آنها نشود. آنها معقدند این جوسازیها در مورد یک رویدادی که صرفا در تقویم مایاها آمده بیشتر کار خود غربیها باشد تا از این وضعیت کمال استفاده را بکنند. نوادگان مایاها معتقدند که آن چیزی که در تقویم های اجدادشان در مورد سال 2012 نوشته شده صرفا بازگو کننده یک حادثه طبیعی و ستاره شناسی است که اعتقاد دارند هر 25 هزار سال تقویم زمانی آنها پایان می یابد و اصلا قرار نیست کره زمین کن فیکون شود!، اما ظاهرا برخی ستاره شناسان و منجمان چیزهایی پیدا کرده اند که دقیقا در همین سال 2012 اتفاق می افتد که بیشتر جنبه ستاره شناسی و کیهانی دارد و همانها را هم به تقویم مایاها چسبانده اند. با این حال هیچ کس از آینده خبر ندارد و بتدریج که به سال 2012 نزدیکتر می شویم باید منتظر اخبار و نظریه های جدید باشیم.
عکسی از کتاب نوسترا داموس


نوشته شده توسط :mohammadsadegh khz
شنبه 27 فروردین 1390-10:52 ب.ظ

سال 2012  زمین نابود نمی شود بلکه اهدافی در پشت این پرده ی به ظاهر بشر دوستانه اما فریبنده وجود دارد چرا که باید افکار مردم از هر لحاظ آماده ی هر حادثه ای باشد چه بهتر که این موضوع نابودی زمین و بسیار وحشتناک تر از هر حادثه ی دیگری باشد.

روانشناسان بر این باورند که هرچقدر سختی و تلخی حادثه ی پیشبینی شده بزرگتر باشد ذهن بشر اتفاقات  پیش بینی نشده و یا کوچکتر از آن را سهل برداشت می کنند و نسبت به آن بی اعتنا می باشند.

سال 1990 سکولاریزه کردن جهان  و یک نظم جدید بر جهان از طرف کنگره ی آمریکا اعلام شد  و این هدف  را بزرگترین تحول سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی دانستند .

سال 2000 بنا بر گفته های آنان  قرار بر این بود که شیطان بر زمین حکومت کند و در پی آن زمین نابود شود حادثه ای رخ نداد  و افکار آرام گرفت .

یازده سال بعد از 1990 یعنی در سال 2001 با تدابیری خاص و برنامه ریزی شده  برجهای دوقلوی آمریکا تخریب گردید و این شروعی بر جنگ های آمریکا بر علیه افغانستان ، عراق و لبنان بود و علت جنگ بسیار واضح است  ، بر پایی حکومت اسرائیل و حفظ امنیت آن در خاورمیانه و علت اینهمه حمایت  چیست؟

بسیاری از نظامیان و سیاست مداران آمریکا چنین تفکری دارند: یا با جنگ نابود می کنیم یا با تهاجم بر فرهنگ  ملت های مورد هدف.

و حالا از سال 2001 تا یازده سال بعد یعنی 2012 قرار است زمین نابود شود و یا ابلیس بر زمین حکومت کند ولیکن باز هم اتفاقی نمی افتد و تنها قرار است جنگی به راه  انداخته شود جنگی بر علیه کشوری که در مقابل اهداف آنان ایستادگی می کند و خطری بسیار بزرگتر از ایران برای آمریکا و حکومت اسرائیل است و آن کشور سوریه می باشد که از راه تهاجم فرهنگی بنیادش سست نمی شود زیرا آتچنان از نظر تمدن ، دین و مذهب و بسیار مهمتر از آن اقتصاد نسبت به کشورهای منطقه  غنی  نمیباشد تا به آن تجاوز فرهنگی شود.

و به همین علت تنها  دلیل نابودی و فتح این کشور ایجاد جنگ  و یا کودتای درونی می باشد. دلایل بسیاری وجود دارد که این جنگ از طرف آمریکا و اسرائیل بر علیه کشور سوریه اتفاق خواهد افتاد.

1- اگر سوریه در دست آمریکا باشد دیگر هیچ جای نگرانی برای برقراری حکومت صهیونیسم وجود ندارد چرا که خاورمیانه کاملاً در دست  آمریکا قرار میگیرد  .

2- بیشتر ارتباطات  از طریق کشور سوریه به فلسطین انجام می گیرد و این خطر بزرگی بر حکومت اسرائیل خواهد بود.

3- کشور سوریه از نظر برقراری پایگاه نظامی برای آمریکا  بسیار با ارزش بوده  تا بر خاورمیانه تسلط بهتری پیدا کند. خصوصا عراق و این خطر بزرگی برای ایران است .

4- طبق احادیث ائمه اطهار (ع) فتنه ها از سوریه علیه عراق و عربستان شروع می شوند. ((خروج سفیانی))

و در آخر این را متذکر می شوم که بعد از ناکامی اسرائیل در جنگ با لبنان دیگر حاظر نیستند شکستی را متحمل شوند و جنگ بعدی نشانه ی یک برنامه ریزی دقیق می باشد .


 لطفا در نظر سنجی شرکت نمایید.



نوشته شده توسط :mohammadsadegh khz
شنبه 27 فروردین 1390-10:22 ق.ظ
نظرات() 

در روز یازدهم مارس 20011 (2011.03.11) در ساعت پنج و چهل و شش دقیقه utc در مدار 38.32 N و 142.36 E depth و در عمق 32 کیلومتری اطراف شهر هنشو ژاپن زلزله ای با قدرت 8.9 ریشتر، این منطقه را لرزاند  .طبق اعلام خبر ها این زلزله در تاریخ ژاپن سابقه نداشته است و جز هفتمین زلزله ی بزرگ دنیا به حساب می آید. جالب تر اینجاست که بعد از این زلزله حدود 1000 پس لرزه ایجاد شده که بسیاری از آنان بالای 5 ریشتر بوده اند (برای دیدن بخشی از جدول زلزله ها اینجا کلیک کنید )  

در این مطلب نگاهی کلی و احتمالی به آغاز پروژه دروغین پایان دنیا داریم که ممکن است به واسطه ی ایجاد این زلزله کلید خورده باشد .

قبل از بررسی نگاهی به پروژه پایان دنیا میاندازیم تا درک مطلب بهتر شود :

پروژه دروغین پایان دنیا، در حقیقت پروژه ای از جانب صهیون هاست که اهدافی را از مطرح کردن این انگاره ها دنبال میکنند. یکی از اهداف این پروژه ها ازدیاد فشار روانی بر ذهن هاست و بزرگ جلوه دادن اتفاقات آینده است و هنگامی که این پروژه به زمان موعد برسد اتفاقی کوچک تر از آنچه که گفته میشد به وقوع میپیوندد. 

به عنوان مثال این پروژه در سال 2000 میلادی رقم خورد. در آن زمان هم صهیون ها با دست های خود ( فراماسون ها ، هالیوود، رسانه ها) اعلام میکردند که قرار است در سال 2000 دنیا نابود شود بدین ترتیب که بمب های هسته ای به دلیل اختلال در برنامه و مکانیسم آن ها فعال میشوند و دنیا را نابود میکنند و به شکل دیگری اعلام میکردند که قرار است موجودات بیگانه به دنیا حمله کنند و جهان را نابود سازند . زمان موعد فرا رسید و هیچ اتفاقی نیفتاد . مردم بسیار خوشحال شدند که دنیا به پایان نرسید . اما دقیقا یک سال بعد در روز 9 ماه 11 سال 2001 میلادی حادثه ای برای برج های دوقلو تجارت جهانی منهتن آمریکا به وجود آمد . 

این برج ها که که به شکل 11 بودند به اعلام آمریکایی ها توسط القاعده که سردسته آنان اسامه بن لادن بود تخریب شده بودند. بعد از این حمله دروغین توسط نیروهای بن لادن که خود آمریکایی ها آن را تجهیز کرده بودند؛ به افغانستان که محل استقرار دروغین بن لادن بود حمله کردند و بعد از آن نیز عراق را اشغال کردند.

در این میان ذهن ها بر اساس دست های صهیون به طور ناخود آگاه آنقدر آماده شده بود که به هنگام یورش به عراق و افغانستان نه تنها اعتراض جدی به حمله نبود بلکه جوانان آمریکایی با علاقه و داوطلبانه به سمت افغانستان پورش بردند چرا که در ذهنشان القا شده بود که جرج بوش همان مسیح است که در پایان هزاره (سال 2000 جرج واکر بوش رئیس جمهور آمریکا شد) ظهور کرده است (در تفکرات مسیحیان پایان هر هزراه هنگام ظهور منجی است ) و آنان خود را سربازان خدا مینامیدند و ارتش خود را ارتش خدا نام نهاده بودند. 

بنابر این پروژه این طور جلو رفت که قبل از سال 2000 ذهن ها آماده ی پایان دنیا بود در سال 2000 این اتفاق نیفتاد اما سال 2001 به دو کشور حمله شد( دقیقا 11 سال بعد از سخنرانی پدر جرج واکر بوش که این سخنرانی در یازدهم سپتامبر 1990 به وقوع پیوسته بود). این که چرا حمله به این دو کشور حمله شد در این جا چشم پوشی میشود . به نقل از یک استراتژیست ماجرا بر روی یک ضرب المثل خلاصه میشود : مردم را به درد بگیرید تا به تب رضایت بدهند. یعنی این که به مردم بگویی دنیا نابود میشود اما به واسطه این القا به دو کشور، با اهداف متعدد حمله کنید. و مردم در ذهن خود این طور میگویند که "چه خوب شد که دنیا پایان نگرفت و ما حاضریم به جای آن به دو کشور حمله شود (به تب رضایت میدهند)"

با این تحلیل دریافتیم که پروژه پایان دنیا، تنها یک برگ برنده است تا به هدف خود برسند. بعد از ماجرای دورغین حمله به برج ها توسط القاعده؛ پروژه نابودی اسلام و که به دنبال آن جنگ آرماگدون خواهد بود مطرح شد . آنان زمینه را از قبل فراهم کرده بودند که جرج واکر بوش همانی است که قرار است جنگ آرماگدون را بعد از 7 سال رقم بزند. به همین دلیل قرار بود سال 2007 به ایران که از قول خودشان اصلی ترین دشمنشان است حمله شود طبق گفته اتاق های فکری آمریکایی دشمن اصلی آنان مسلمانان اند اما مسلمانان شیعه آن هم نه هر شیعه ای شیعه ای که تحت تفکر آیت الله (امام) خمینی است . اما قبل از حمله به ایران لازم بود اصلی ترین سنگر ایران را نابود سازند به همین دلیل سال 2006 به لبنان که محل حضور حزب الله لبنان بود؛ حمله کردند اما سومین ارتش دنیا نتوانست چند هزار شیعه را شکست دهد. 

در اتاق های فکری آمریکا یک استراتژیست این طور اعلام کرد که آمریکا مقابل ایران شکست خورد. بعد توضیح میدهد که لبنان سنگر ایران و اسرائیل سنگر امریکا(صهیون) است و اگر اسرائیل که سومین ارتش دنیاست نمیتواند چند هزار جوانی که تجهیزات قابل ملاحظه ای را شکست دهد ما چگونه میتوانیم جلوی ایران با این همه تجهیزات بایستیم ؟ . به همین جهت آنان دریافتند که با این اوضاع نمی توانند جلوی ایران باستند. به همین جهت پروژه را به سال 2012 منتقل کردند (دقیقا 11 سال بعد از ماجرای یازدهم سپتامبر ) . 

بعد از سال 2006، شاهد انگاره هایی از پایان دنیا در سال 2012 هستیم به طوری که چندین فیلم در همین زمینه بعد از 2006 ساخته شد به عنوان مثال : 

1- در فیلم نکست (Next -2007) نشان میدهد که بر اساس رمز گشایی از چند نقاشی جهان در سال 2012 نابود میشود .

2- در فیلم به سمت 2012  (Postmodern Times: Toward 2012) محصول 2007 باز بر این انگاره تکیه میشود 

3- در فیلم 2012 روز پایان یا آخرالزمان ( Doomsday 2012 - The End of Days) در سال 2007 بر همین فرض تکیه میشود. 

4- در فیلم من افسانه هستم (I Am Legend) در سال 2007 نشان داده میشود که سال 2012 شده و همه مردم بر اثر بیماری نابود شده اند. 

5-  فیلم 2012 آخرالزمان (2012 Doomsday) در سال 2008 ساخته میشود . 

6- در سال 2008 در فیلم مسابقه مرگ (Death Race) نشان داده شده که مسابقات خشن جنون امیز برگذار میشود که انگاره نابودی در این سال را بر ذهن مخاطب جا میاندازد . 

7- در سال 2009 در فیلم 2012 علم یا موهومات (2012: Science or Superstition) نشان داده میشود که 2012 یک علم است یا به عبارت دیگر یعنی این که قابل پیش بینی است . 

8- در سال 2009 فیلم 2012 آگاهی (2012: An Awakening) ساخته میشود . 

9- در سال 2009 فیلم تلویزونی، 2012 اسرار شگفت انگیز (2012: Startling New Secrets) را میسازند. 

10 - در فیلم جاده (The Road) جهان وحشتناک بعد از جنگ جهانی را نشان میدهد که اشاره به جنگ 2012 دارد.

11 - در سال 2009 فیلم 2012، ما آماده ایم برای آن(2012: We're Already in It) ساخته میشود . 

12- در سال 2009 فیلم 2012 ساخته میشود که کاملا روشن اعلام میکند که جهان نابود شده است . 

13- در فیلم ابر ستاره (2012: Supernova) در سال 2009 اشاره به پایان دنیا دارد 

14- در سال 2010 فیلم2012، قرارداد دفاعی(Defcon 2012) ساخته میشود که اشاره به جنگ موجودات بیگانه در سال 2012 دارد. 

و ...

به همین دلیل ذهن ها کم کم آماده ی سال 2012 میشود. جالب این جاست که با نشان دادن این انگاره ها جستجوی مردم در باره ی "2012" در این میان به شدت افزایش میابد 


بنابراین در این سال 2012 آنان میخواهد که ما فرض کنیم که جهان نابود  خواهد شد اما باز هم استراتژی "مردم را به مرگ بگیرید تا به تب راضی شوند" در این جا رقم خورده است .

زلزله ژاپن و ارتباط احتمالی آن با پروزه پایان دنیا 



در انگاره های پایان دنیای صهیون در سال 2012 چند عامل برای نابودی زمین آمده است که یکی از آن ازدیاد زمین لرزه هاست که یکی از نشانه های اصلی پایان دنیا از دید صهیون هاست .ب همین جهت آنان باید این انگاره را محقق سازند اما چگونه ؟ 

حدود 2 سال پیش مطلبی منتشر شد که نشان داده بود که پروژه ای با نام هارپ (harrp) به واسطه امواج به سمت لایه یونوسفر میتواند موجب ایجاد زلزله شود. اما هیچ شواهد قطعی برای اثبات این مدعا وجود نداشت ولی آمار های افزایش چشم گیر زلزله بعد از پایان یافتن این پروژه در چند سال پیش نشان خوبی بر اثبات این فرض بود. هم چنین گذاخته شدن لایه یونوسفر تنها چند دقیقه قبل از زلزله سیچوان چین در سال 2008، یکی دیگر از فرض های حقیقی بودن این نظر بود. 

البته عده هم انتشار این مطلب را افزایش ترس دیگران از قدرت آمریکا دانسته بودند که البته فرض آنان هم نادرست نیست . اما به هر جهت با فرض صادق دانستن ایجاد زلزله مصنوعی به وسطه هارپ یا عوامل دیگر، زلزله ژاپن را بررسی میکنیم : 

همان طور که اشاره شد این زلزله جز هفتمین زلزله پرقدرت دنیا به حساب آمده که نشان از کم بودن زلزله ها در این مقیاس دارد . ولی چرا ژاپن ؟ ژاپن جز کشور هایی بود که بعد از جنگ جهانی دوم، شروع به پرورش خود در زمینه صنعت و اقتصاد کرد. بعد از جنگ جهانی دوم، ارتش ژاپن نابود شد و ظاهرا آمریکا طی قراردادی، امنیت این کشور را تامین خواهد کرد. ژاپن جز سومین اقتصاد جهان به حساب میآید. کشوری که مردم آن با این که ضریب هوشی متوسطی دارند اما پشتکار آنان موجب پیشرفته حیرت انگیز آنان در صنعت و اقتصاد شده است. 

بعد از انفجار بمب های هسته ای آمریکا در هیرشیما در مدار 66 و 33 درجه، امپراتور ژاپن در پیامی به مردم خود اینگونه گفت که دشمن به یک سلاح اهریمنی مجهز شده ما جنگ را پایان میدهیم اما بدانید که در آینده جنگی را آغاز خواهیم کرد. ظاهرا به واسطه ی همین تفکرات ژاپنی و پشتکار آنان آمریکایی ها احساس کردند که ارتش ژاپن منحل شود چرا که از آنان بعید نیست که بمبی اتمی را در یک فشنگ جای دهند ! اما طی اخبار رسیده ژاپن در چند وقت اخیر توانسته دارای ارتش شود. 

بررسی زمانی وقوع حادثه  

همان طور که میدانید ماسون ها وقتی بخواهند عملی را انجام دهند؛ نشانه ها و نماد های خود را در آن سرزمین قرار میدهند. مثلا پرتاب بمب لیتل بوی و فت من در مداد 33 و 66 (33+33) که 33 از اعداد مقدس آنان است . 

زلزله در روز 11 مارس 2011 به وقوع پیوست . خب میدانید که 11 مقدس ترین عدد برای ماسون هاست 

این زلزله بزرگ ترین حادثه در تاریخ ژاپن بهد از جنگ جهانی دوم به حساب می آید بنابراین جالب است که از پایان جنگ جهانی دوم تا این زلزله حدود 66 (33 + 33) سال میگذرد  .و جالب تر این که از آغاز جنگ جهانی تا سال وقوع حادثه حدود 72 سال گذشته (72 از اعداد قدرت ماسون هاست )است . 

از پایان جنگ جهانی دوم تا سال وقوع زلزله حدود 792 ماه گذشته است با بررسی هایی که انجام دادیم به نتایج جالبی رسیدیم : 

792 عددی است که از ضرب چند عدد مقدس ماسون ها به دست می آید: 

792 = 69×33+11

792= 72 ×11

792=(33×13+9 )+(66)

امسال که سال 2011 است باید منتظر حوادث بزرگی باشیم چرا که ما در مقدس ترین عدد ماسون ها که 11 است قرار داریم . بنابراین مثلا در تاریخ 2011.11.11 که 3 یازده در آن قرار گرفته احتمالا حادثه بزرگی شکل خواهد گرفت . جالب تر این جاست که روز پایان دنیا از دید ماسون ها در تاریخ 2012.12.21 است که مجموع آن (2+0+1+2+1+2+2+1) عدد 11 میشود. 

این بررسی ها تنها به خاطر این بود که نشان دهیم که ممکن است که زلزله ژاپن که در تاریخ و اعداد ماسونی به شکل اتفاقی قرارگرفته شاید آغاز پروژه پایان دنیا باشد حال آنکه باید منتظر زلزله هایی از این قبیل در سراسر دنیا باشیم به عنوا مثال 2011.03.24 یعنی 13 روز بعد از زلزله ژاپن زلزله ای با قدرت 7 ریشتر میانمار و تایلند را لرزاند .(لینک مطلب از فارس

لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن نمایید.(لطفا نظر دهید.)



نوشته شده توسط :mohammadsadegh khz
جمعه 26 فروردین 1390-10:05 ب.ظ
نظرات() 

ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.

به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال ۲۰۱۲ بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر ۱۱ سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.

اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند.

ستاره شناسان این پدیده ها را از سال ۱۸۵۹ رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می ۱۹۲۱ توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.

در گزارش ۱۳۲ صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال ۱۸۵۹ امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”

براساس گزارش نیوساینتیست، در سال ۱۹۸۹ شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت ۹ ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که ۱۰ برابر ضعیف تر از توفان سال ۱۹۲۱ بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال ۱۹۲۱ رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به ۱۳۰ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال ۱۸۵۹ که بسیار قویتر از توفان ۱۹۲۱ بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.



نوشته شده توسط :mohammadsadegh khz
سه شنبه 23 فروردین 1390-10:00 ب.ظ
نظرات() 

بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال 2012 م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همة نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید.
 
تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق می‌کردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می‌نماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفی‌اش خواهم کرد، قرار است در سال 2012 م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همة اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرئت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است.
 
 
برج‌های تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید «شا‌خ‌های شیطان» خوانده شود،  سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار است.
در سال 2012، که از دیدگاه فرقه‌های شیطانی شروع «نظم نوین دنیوی» ساختمان "ابراج البیت" به پایان می‌رسد و کعبه چنین در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت. برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، در نوع خود بزرگترین ستون اوبلیکس جهان است که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است
.
همة کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کرده‌اند، شکل ستون میانی خانة شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی مشکلش خود را می‌نمایاند.
 این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروف‌ترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است.
میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشینگتن، میدان ساختمان بزرگ
واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطة دیگر جهان، نمونه‌هایی از این ستون را به نمایش گذاشته‌اند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّت‌هایی طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را می‌نماید. در ایران خودمان هم نمونه‌هایی از این ستون را تا سال 1357 قد برافراشته داشتیم.

برج ایفل در فرانسه و برج ساعت لندن دو نمونة فانتزی ابلیسک هستند که توسط
معماران ماسونی ساخته شده‌اند. امّا ابراج البیت بر بلندای مسجدالحرام گوی سبقت را
از همگان ربوده است. این برج‌ها، در خود بزرگترین ابلیسک جهان را در امّ القرای
 
 جهان اسلام جای داده‌اند؛ البتّه، با تخریب ستون خانة شیطان در رمی جمرات و
 جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن. این برج‌ها با ابتکار معمار معروف
 ماسون‌ها؛ یعنی آقای لرد فاستر قد برافراشتند تا هم پاسخی به اسائة ادب مسلمانان به
 شیطان در وقت تخریب ستون‌های خانة‌ شیطان در رمی جمرات باشد و هم جبرانی برای آن. فاستر تا کنون بیش از 200 برج ابلیسک در جهان طراحی و ساخته است. در واقع او معروف ترین معمار سازنده سازنده ابلیسک مورد نظر فراماسونرهاست. از اینجا، برج‌های مشرف بر مسجدالحرام و خانة کعبه با دو برج بزرگ دروازه‌ای شکل ساخته شد تا به همگان اعلام نماید نه تنها مملکت سعودی، بلکه خانة مقدّس مسلمانان جهان نیز در آغوش ما و تحت سلطة ماست.

بد نیست بدانید که در ادبیّات مسیحی، شیطان در شمایل حیوانی با بال‌های خفّاش، پاهای شیر و سری چون سر قوچ به تصویر کشیده می‌شود. این نماد را در بسیاری از فیلم‌های هالیوود و از جمله امگا کد 2 می‌توانید ببینید. گوییا که معمار صاحب سبک این برج‌ها می‌خواهد به همگان القاء کند که بال‌های شیطان مسجدالحرام را در خود گرفته‌اند. در واقع، رمی و سنگباران معکوس از بلندای مسجد آغاز شده است. سنگ‌های پنهانی نیروهای اهریمنی بر سر و روی حجّاج طواف کننده و عمره گزاران. امواج منفی شیطانی که جان مسلمانان را هدف تیرهای زهراگین می‌سازد. بسیاری از محقّقان بر این باورند که، انفجار دو برج نیویورک در یازده سپتامبر، در واقع، حاصل پروژة انفجار دروازه‌ای بود که در آن زمان و مکان خاص و البتّه از نظر فراماسونرهای نشسته بر اریکة قدرت سازمان‌های مخفی، راه ورود نیروهای شیطانی را بیش از پیش در زمین و در صحن حیات اجتماعی ساکنان زمین هموار ساخت.
چنان که عرض کردم، قرار است این بنا و بال‌های شیطانی‌اش در سال 2012 م. افتتاح شود
.
از نظر فرقه‌های شیطانی و طرّاحان نظم نوین جهانی، سال 2012 م. سال شروع نظم نوین دنیوی است. در این سال کعبه در سایة نمادهای شیطانی ابراج البیت قرار خواهد گرفت.
 
 
 

افتتاح برج در 21 دسامبر 2012 م، ارتباط این برج را با فاجعة پیش‌بینی و اعلام شده توسط غربی‌ها در سال 2012 م. نشان می‌دهد. در آثار متعدّد و فراوانی که طیّ سال‌های اخیر دربارة فاجعة جهانی در سال 2012 م. ساخته شده و پهنة وسیعی از سینما و حتّی مستندات تلویزیونی آمریکایی و اروپایی را اشغال کرده، این سال را سال ظهور مسیح دجّال یا همان مسیح دروغین اعلام کرده‌اند. عدد 11، عدد مقدّس فراماسونرهاست.

 قراینی حکایت از این دارد که سران مجامع مخفی، کمر همّت بسته‌اند تا با زمینه‌سازی ذهنی و تبلیغات گسترده، وقوع حوادثی در ابعاد جهانی را در سال 2012 محتوم، مقدور و پیش‌بینی شده معرّفی کنند.

 هم اینک در اثر ساخت مجموعه‌هایی از مستندات تلویزیونی، میلیون‌ها نفر در آمریکا و اروپا چشم به این سال دوخته‌اند و با نگرانی روزها را می‌شمارند. آنها حتّی به مردم القا کرده‌اند این تاریخ و واقعة مصیبت باری که بخش عمده‌ای از جهان را نابود خواهد کرد، توسط اقوام مایا و توسط پیش‌گویانی چون نوستر آداموس که از اتّفاق خودش در زمرة کابالیست‌ها است، پیش‌گویی شده است.


آنچه برای ما مسلّم است، آن است که، غرب و سران مجامع مخفی شیطان‌پرست و فراماسونر که اداره و کنترل جهان را عهده دارند، برای اجرای آخرین بخش از پروژة نظم نوین جهانی یا همان جهان تک حکومتی شیطانی، عجولانه در پی نمادسازی و اقدام پیش‌دستانه‌اند و با مدد گرفتن از نیروهای غیر ارگانیک، ماوراء الطّبیعه‌ای ابلیسی و جنّی، خود را مهیّای اقدامی در ابعاد جهانی برای نابودی مستضعفان و اسلام کرده‌اند.

مسیحیّت و سایر مذاهب محرّف در این میان جایگاهی ندارند؛ زیرا مسیحیّت و کانون‌های بزرگ مسیحی و از جمله کلیسای کاتولیک تمام عیار در اختیار همین کانون‌های قدرت است و سران این کانون به ظاهر مذهبی از اعضای اصلی مجامع مخفی‌اند و بازیگران بخش‌هایی از سناریوی طرّاحی شده هستند.



حساب مستضعفان مسیحی و روحانیان مستقل را باید از این کانون جدا دانست.
تنها اسلام، مسلمانان، کعبه و بزرگترین کانون شیعی؛ یعنی ایران اسلامی است که به عنوان مزاحم و آخرین بازمانده‌های دینداری در برابر مجامع مخفی و کانون‌های قدرت شیطانی ایستاده است.

سازندة فیلم 2012 م. در فیلمش و در هنگام به تصویر کشیدن فاجعة جهانی، نشان می‌دهد که همة بناها و کانون‌های مذهبی مسیحی، بودایی و غیره منهدم و از بین می‌رود، امّا، ‌همو از ترس اعتراض و عکس العمل مسلمانان از به تصویر کشیدن ویران شدن کعبه خودداری کرده بود
لطفا نظر دهید.


نوشته شده توسط :mohammadsadegh khz
دوشنبه 22 فروردین 1390-10:17 ب.ظ
نظرات()